آخرین اخبار

» » ضرب مثل های رایج در گویش سیستانی

    

    ضرب مثل های رایج در گویش سیستانی

    ضرب مثل های رایج در گویش سیستانی

     

    ضرب‌المثل گونه‌ای از بیان است که معمولاً تاریخچه و داستانی پندآموز در پس بعضی از آن‌ها نهفته است.

     

    به گزارش پایگاه خبری نیمروز گلستان،ضرب‌المثل گونه‌ای از بیان است که معمولاً تاریخچه و داستانی پندآموز در پس بعضی از آن‌ها نهفته است. بسیاری از این داستان‌ها از یاد رفته‌اند، و پیشینهٔ برخی از امثال بر بعضی از مردم روشن نیست؛ با این‌حال، در سخن به‌کار می‌رود. شکل درست این واژه «مَثَل» است و ضرب در ابتدای آن اضافه است. به عبارتِ دیگر، «ضرب المثل» به معنای مَثَل زدن (به فارسی: داستان زدن) است.

     

    كلمه” مثل ” عربي است و كلمه فارسي آن “ متل ” است . وقتي مثل گفتن صورت بي ادبانه پيدا كند آن را متلك مي گويند .

    در همه زبانهاي دنيا ضرب المثل فراوان است . بعضي از مثل ها در همه زبانها به هم شباهت دارند .

     

    هر قدر تاريخ تمدن ملتي درازتر باشد بيشتر حادثه در آن پيدا شده و مثل هاي بيشتري در آن وجود دارد و در زبان فارسي نيز ده ها هزار ضرب المثل وجود دارد .

     در ادامه با برخی از ضرب النثل ها رایج در گویش سیستانی آشنا می شود:                                           

                                                                                                                   

    ونمکه توقسم ( به نمکت قسم )

     

    درسيستان اکثر مردم اعتقاددارند کهبه جان ومال کسي که نمکش راخوردي نبايد آسيب برساني

     

    واين يادگاري از عياران سيستان که يکي ازشعارهاي آنها همين بود.

     

     

    ازدسيو او نمه چکه (ازدستش آب فرو نمي چکد.)

     

    به افراد سياه کاسه و خسيس مي گويند.

     

     

    روروبه ديده (روي روباه ديده )

     

    نسبت به کسي گويند که اوضاع بروفق مراد او باشد.

     

     

    سرخوش تو بشکنه ( سرمادرزنت بشکند.)

     

    به مزاح به کسي گويند که سرزده به خانه اي درآيد که اعضاي آن خانواده اندکي جلوتر از

     

    آمدنش طعام ياخوردني ديگري راکه ديگر ازآن درخانه موجودنباشد ،خورده باشند.

     

     

    کسه که نرفته ودشت نمه تره بنده سرمشک (کسي که به دشت نرفته نمي تواند سرمشک راببندد.)

     

    کنايه از آدم بي تجربه است.

     

     

    د گدونه تو خاکستر نگيره (ديگدان تو خاکستر نگيرد.)

     

    کنايه ازاين دارد که همواره محتاج و بي چيز باشي.

     

     

    ميگي ولکه کو کنده (گوئي انگار کوه کنده است )

     

    نسبت به کسي مي گويند که باانجام دادن کارکوچک ونه چندان مهمي به خودش مغرور ميشود.

     

     

    کنجه ره بل وخونه ،ته قدر شوره بدونه (دختررادرخانه بگذار تاقدرشوهررابداند.

     

    کنايه ازاين است که دختر هرچه بيشتر درخانه بماند بيشتر به ارزش شوهر پي مي برد.

     

     

    امسايه ره که ازامسايه بد ميايه ميگه گسله تو پوسگ منه گرفته ( همسايه که ازهمسايه

     

    بدش مي آيد مي گويد گوساله ات پاي سگم راگاز گرفته )

     

    کنايه از بيهوده وقت خودرا تلف کردن است .

     

     

    پيرشي ( پيرشوي )

     

    ازباب ادب ودوستي کودک يا جواني هنگام عطسه کردن مي گويند.

     

     

    زبو گشتي يه ( زبان گوشتي است )

     

    هنگامي که کسي درحين سخن گفتن بطور غيرارادي دچار لکنت زبان شود بکار ميرود.

     

     

    آدم ودس مايه خا سه منه نه وامسايه خا (انسان به دست مايه اش نگاه ميکند نه به همسايه اش )

     

    انسان نبايد نسبت به ديگران چشم وهم چشمي داشته باشد وتقليد کورکورانه کند .

     

     

    ارجا دل مه ره سره مه ره (هرجادل مي رود سرهم مي رود )

     

    ديده مي بيند و دل مي پذيرد .

     

     

    دوزه ميگه دوزي کونو صابه خونه ره ميگه شيارداري کو

     

    (به دزد مي گويد دزدي کن وبه صاحب خانه مي گويد هوشيار باش )

     

    کنايه ازانسان منافق و دورو بودن

     

     

    خونه ما پو اندازشما (خانه ي ما پااندازشما )

     

    هنگام احوال پرسي به کسي گويند که بعد ازمدتهاي طولاني به خانه آن فرد آمده باشد.

     

     

    تاوخته گوسله گوشو  دل بي بي اوه شو (تاوقتي که گوساله گاوشود دل بي بي آب شود)

     

    اين کار مستلزم کارزيادي است.

     

     

    خره خه رسمو مبنده نو آدم خه ارف (خرراباريسمان ميبندند وانسان راباحرف )

     

    کنايه ازافراد حرف نشنو است .

     

     

    ارزد ن خاردنه داره ( زدن را خوردني هم داره.)

     

     

    اي چش ور اي چش روشنائي نمديه (اين چشم براي آن چشم نمي بيند.)

     

    هرکس به فکر خود است .

     

     

    خو ومرگ يکيه ( خواب ومرگ يکي است )

     

    خفته چون مرده ازعالم بيداري چيزي نمي داند.

     

     

    خدا مفمه که ببه کنه بيامرزه (خدا مي فهمد پدر چه کسي را بيامرزد )

     

    اين مثل بيانگر اين مطلب است که خداوند نسبت به تمام موجودات وکارها واعمال

     

    انسانها آگاه مي باشد لذا خداوند قادر به تمييز بندگان خوب وبد مي باشد.

     

     

    خودما اگه خورده بپور ماخا کلونه بوده

     

    0خودمان اگر کوچکيم جدمان که بزرگ بوده است )

     

     

    حکم گوچه و حکم حاکم يکيه (حکم بچه وحکم حاکم يکي است )

     

    خواسته بجه چون فرمان حاکم لازم الاجرا است.

     

     

    شغال ازسايه خا مترسه (شغال ازسايه اش مي ترسد )

     

    اين مثل درمورد افراد ترسو بکار مي رود.

     

     

    يک سرشال غمو يک سرشال شادي ( يک سرگليم غم است ويک سر گليم شادي )

     

    سوگ وسرور وخنده وگريه هميشه در کنار هم هستند .

     

     

    مرگه ره جستنه نيه (مرگ راراه گريزي نيست )

     

    از چنگ مرگ نمي توان گريخت .

     

     

    گشنگي بره دونگيه ( گرسنگي برادر ديوانگي است

     

     

    خدا دوشو سيه ره روورو نمپرنه (خدادوشب سياه راروبروي هم نمي اندازد )

     

    خداوند بخشنده مهربان است وبراي انسان چند مشکل را يکجا نمي آورد.

     

     

    اي کنده انو دود داره ( اين کنده هنوز دود دارد )

     

    اين ماجرا يااين دعوا هنوز ادامه دارد وبه اين زودي تمام نمي شود.

     

     

    وکلاه خه پره داره (به کلاهش پري زده است )

     

    درموردافرادي که به خود مغرور مي باشند ودرخود احساس تکبر مي کنند .

     

     

    رنج زمونه ور مرد ميايه (رنج زمانه براي مرد مي آيد )

     

     

    ره بزه چه بزه انصافه ازدس مده (راه درست کن چاه حفر کن انصاف راازدست مده )

     

    انسان درزندگي بايد منصف بوده وهميشه جانب عدل وانصاف را رعايت کند .

     

     

    قاچاق فروش پوبنده دولته (قاچاقچي پرواري دولت است )

     

    هرزمان باشد قاچاقچي به چنگ قانون گرفتار آيد.

     

     

    ازار خشته بد بري امو دن لعد تو ميايه ( ازهر خشتي که بدت آيددم لحدت مي آيد.)

     

    انسان ممکن است ازيک کسي بدش آيد وازاو نفرت داشته باشد ولي ممکن است زماني

     

    کاري بسيار مهم براي اوپيش آيد که حلالش همان فرد باشد .

     

     

    اگه ارخره خرمه بکته آجته گوو نيه ( اگر هر خري خرمن بکوبد حاجت گاو ي نيست )

     

    بيان کننده اينکه هرکس نمي تواند هرکاري انجام دهد ودرموردکسيکه ادعاي انجام بکند

     

    داشته باشد اين مثل را مي آورند .

     

    نظير :کارهرکس نيست خرمن کوفتن گاونر مي خواهد ومرد کهن

     

     

    ازسرخار خوشه پيدا نشته (ازسرخار خوشه پيدا نشده )

     

    هيچکس تنها وبيکس نيست بلکه انسان داراي فاميل وبستگاني مي باشد.

     

     

    روزه بد نيک ميشو نو   آدم بد نيک نمشو (روزبدنيک ميشود اما آدم بد نيک نمي شود )

     

    درمورد انسانهائي که داراي خلق وخوي بد مي باشندوهرچند ايام برآنها مي گذرد خوب نشوند

     

     

    دس خا زر بساز متن امسايه ره مکش (دست خودرا زربساز منت همسايه رامکش )

     

    دست طلب پيش کسي دراز مکن .

     

     

    وا ور گرفتنه کور و وا ور چو زدنه کوت (واي ازگرفتن کورو واي اززدن کور )

     

     

    ارکاره ره سست وردري سخت مخاري ( هرکاري راسهل و سست انگاري دشواري مي بيني )

     

     

    آلو از آلورنگ ومداره نو امسايه از امسايه (آلو ازآلو رنگ مي گيرد وهمسايه از همسايه)

     

    غرض آن است که خلق وخوي همنشين در همنشين اثر مي گذارد.

     

     

    پولدار کباب مخاره نو به پوله دود کباب (پولدارها کباب مي خورند وبي پولها دود کباب )

     

    پولدارها غذاي لذيذ ومطبوع مي خورند وبي پولها به ناني خشک قانع هستند .

     

     

    مرد دو زنه اردو نيمه رويو سيه يه ( مردي که دوزن دارد صورتش هردو طرف سياه است )

     

    گرفتاري و مشغله مردي که دو زن دارد زياد است .

     

     

    ار جا خيشيه نيشيه (هر کجا خويشي است نيشي است )

     

    هر بدي که به ما مي رسد از جانب خويشان خودمان است .

     

     

    تا به بو نشه قدر به بو نه نمه فه مي ( تاپدرنشوي قدر پدر رانمي داني )

     

    انسان تا خودش پدر نشود قدروارزش پدرومشکلات وسختي هايي که او

     

    تحمل مي کند نمي فهمد .

     

     

    شاخ بز که درد مه نه   نونه چوپونه مخاره (شاخ بز که درد مي کند نان چوپان را مي خورد )

     

     

    سرمارکه درد مه نه زيرره خو مه نه ( سرمار که درد مي کند نان چوپان را مي خورد )

     

    درمورد ضعيفي گويند که به قوي و زورمندي زيان برساند .

     

     

    دوزه بداوو  نه ته دن خونه يو (دزد را بدوان نه تادر خانه اش )

     

    عرصه اگر بر سارق تنگ شود احتمال قتل و خونريزي وجود دارد.

     

     

    صد خشته مالي نو يکه ره واوه بدي چه فائده ( صدخشت بزني ويکي را به آب دهي چه فائده )

     

    انسان بايد کاري را درست به اتمام رساند .

     

     

    يا کارکو باش يا کار وره کو (ياکارکن باش يا کارروبراه کن )

     

    اگر کاري را نمي تواني انجام دهي لااقل کاري راراه بينداز .

     

     

    کاراز لته بندي درس نمه شو (کاراز بهم پيوستن لته ها درست نمي شود.

     

     

    آدم خوش طمه شو بي شومه (آدم طمعکار شب بي شام است )

     

    نظير : طمع را سه حرف است هرسه ميان تهي

     

     

    ور ؟آدم به وايه پپه گوشته (براي آدم بينوا پپ هم گوشت است )

     

    براي انساني که مال زياد ندارد حتي داشتن مقدار کمي پول يا مال نيز بعنوان ثروت به حساب

     

    مي آيد يا براي انساني که پول براي خريد گوشت ندارد پپ نيز گوشت به حساب مي آيد .

     

     

    ارفه خا اگجه ميشني امجه که ارفه مردم ميشني (حرف خودراکجا ميشنوي همان جاکه حرف مردم را مي شنوي )

     

    آنکه عيب دگران پيش تو آورد وشمرد بي گمان عيب تو پيش دگران خواهد برد .

     

     

    درخونه ارچي استه  مه مو ارکه استه ( درخانه هرچه است ميهمان هرکه هست )

     

    به فراخور حال خويش بايد ازميهمان پذيرائي کرد .

     

     

    دسه به نمکه دارنو رو خنکه ( دست بي نمکي دارم و روي خنکي )

     

    به هرکسي خوبي مي کنم از وي بدي مي بينم .

     

     

    مه مو خر صابه خونيه ( ميهمان خر صاحب خانه است )

     

    کنايه ازاين است که ميهمان دراختيار صاحبخانه است .

     

     

    اگه فه مه روزي ما ازاکجه ميايه امجه ره گل مه نه ( اگر بفهمد روزي ما ازکجا مي آيد همهانجا راگل اندود ميکند )

     

    اين مثل به افرادي اشاره داردکه راضي نيستند درسفره ديگران لقمه اي نان باشد .

     

     

    جا استه جوله نيه (جا هست و لباسها نيست )

     

    وقتي کسي يا چيزي برخلاف انتظار انسان در جائي نباشد به مثال فوق استناد  مي جويد .

     

     

    گرگ ارچه پير شيه از پس گوسپه ور ميايه ( گرگ هرچه هم پير شود از عهده گرفتن واز هم دريدن گوسفند برمي آيد.

     

    نظير : شيرهرچه هم پير شود شير است

     

     

    جوابه جنگ ني يه ( جواب را جنگي نيست )

     

    نظير :کلوخ انداز راپا داش سنگ است .

     

     

    دس باله دس مرشي ( دست بالاي دست منشين )

     

    نسبت به کسي که بيکار نشسته گويند .

     

     

    دو دس از دو پو درا ز تر اومده (دودست از دو پا درازتر آمده است )

     

    به کسي که از جائي بر خلاف انتظار دست خالي برگردد گويند .

     

     

    سواره خره نو ورده خر مگرده ( سوار خراست ودنبال خر مي گردد )

     

    ياردرخانه ومن گرد جهان ميگردم آب درکوزه ومن تشنه لبان ميگردم .

     

     

    اي له له ته متري زه مکو  چمد غربال ور گرده مکو (اي برادرتاميتواني زن مکن چنبر غربال برگردن مکن )

     

    وادار به اجتناب اززن اختيار کردن مي نمايد درحاليکه رسول اکرم مي فرمايد : ازدواج سنت است وهر کس

     

    ازدواج نمايد نيمي ازدين خودرا حفظ کرده است .

     

     

    برو گلستو ماديونه بي کره نه بستو ( برو گلستان ماديان را ببين وکره اش رابستان )

     

    هنگاميکه مي خواهي ازدختري خواستگاري کني تاوي رابه همسري خود برگزيني به

     

    خلق وخوي وظاهرمادرش نيک دقت کن سپس با دختر پيوند زناشوئي ببند .

     

     

    صدروز بي يه روز ورگشت نيه (صدروز بيايدروزبرگشت نيايد )

     

    خوب است در پي روزهاي کامروائي وشادي روز شکست وناکامي نيايد .

     

     

    ازچش که دوري ازدله دوري

     

    0ازچشم که دوري ازدل هم دوري ) کسي که در پيش روي نباشد کمتر بخاطر آيد .

     

     

    امقه بکار که بتني درو کني (آنقدر بکار که بتواني درو کني .)

     

    ازمکافات عمل غافل مشو - گندم از گندم برويد جو ز جو

     

     

    انتهای پیام/

    انتشار دهنده:رحمت الله گلستانی 

    ارسال این مطلب به دوستان
    انتخاب محتوای ارسالی: عنوان مطلب خلاصه مطلب
    نام شما: آدرس ایمیل:

    مطالب مشابه مطلب فوق

    بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
    پیشنهاد می کنم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.
    اطلاعات
    برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.

کلیه حقوق این وب سایت محفوظ و متعلق به روزنامه گلستان نو می باشد. [ طراحی ، اجرا و پشتیبانی : سفارش دات نت ]